خانه    نقشه سایت    تلفن 021-77597198     تماس با ما info@karafarinenab.ir

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (1 رأی)

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بیشتر خانم ها از سوسک می‌ترسند آن هم در حد مرگ! «شکوه السادات هاشمی» از همین نقطه ضعف استفاده کرد و به موفقیتی خیلی خوبی رسیده است.

شکوه السادات هاشمی یکی از کسانی است که نامش میان زنان موفق ایران ثبت شده است، چون او تلاش کرد مشکل بزرگ خودش را حل کند و از آنجا که این مشکل برای بسیاری از زنان جهان وجود داشت، تبدیل به یکی از ثروتمند‌ترین زنان ایران شود.
حالا باید بپرسید: «چطوری؟!»
جوابش می‌شود: سوووووسک!
به همین راحتی!

مدرک تحصیلی وی در رشته علوم تجربی است، علی رغم علاقه ی زیادی که به درس و ادامه تحصیل داشته به سبب مشکلات خانوادگی و بعد از آن ازدواج، موفق به ادامه تحصیل وکسب مدارک دانشگاهی نشده است.
به سبب مشکلات خانوادگی، ثروت زیاد پدرش به مقدار اندکی رسید و او برای کمک به خانواده ازسن چهارده سالگی به کارمشغول شد. برای شروع کار، در آموزشگاه ماشین نویسی (ایران-اقتصاد) تایپ فارسی و لاتین را به صورت رایگان آموخت. به مدت یک ماه در نمایندگی ایران خودرو، مشغول به کار شد و پس از آن به مدت چهار سال در نمایندگی ایران ناسیونال کار خود را ادامه داد. درهمان سالها با همسرخود که از ازدواج قبلی دارای دو فرزند دختر در سن های 4،2/5 سال بود آشنا شد و همین آشنایی منجر به ازدواج شد.


در ادامه گفت‌و‌گو با او را بخوانید تا بدانید که چطور می‌توان با دقت بر اطراف و البته اطرافیان، حتی در دشوار‌ترین شرایط اقتصادی، نیاز مالی را کنار زد، به موفقیت رسید و با عنوان مخترع، صاحب شرکت شخصی و کارآفرین شد.  

- خانم هاشمی بعد از ازدواج کار را از چه زمانی آغاز کردید؟
بعد از ازدواج اوایل انقلاب که کارها تعطیل شده بود و بازتاب آن در سالهای آینده بود، با مشکلات مالی مواجه شدیم، برای کمک به شوهرم و گذراندن امورات سخت زندگی و ادامه تحصیل فرزندانم به کار مشغول شدم. از آنجایی که به ورزش علاقه زیادی داشتم، مسئولیت ورزش در پارک را برعهده گرفتم و از معاونت ورزشی بانوان حقوق دریافت می کردم، پس از آن برای بهترشدن اوضاع درکارخود به کلاس های مربی گری مراجعه کردم وکارت مربی گیری خود را دریافت کردم ودرسال 74 به استخدام تربیت بدنی شمال شرق تهران درآمدم و بعد از مدت کوتاهی به دلیل کوشا بودن و فعالیت زیاد مسئول هیأت همگانی شدم.

- از مسئولیت هیأت ورزشی تا "امحا" چه مقام هایی راکسب کردید؟
من اولین گروه کوهنوردی بانوان را پایه گذاری کردم. درسال 76 به مناسبت ورود آزدگان دماوند راصعود کردم، درسال 77 به مناسبت تجلیل از روز شهدا (17شهریور)، سبلان راصعود کردم و در سال 78به مناسبت یکصدمین سال تولد امام مجددا دماوند را صعود کردم. در حین این فعالیت ها گزینش آموزش و پرورش شدم و به عنوان معلم حق التدریس 36 ساعت در آموزش و پرورش مشغول به کارشدم و در نتیجه ی فعالیت هایی که در زمینه کوه نوردی داشتم، مسئول انجمن کوهنوردی منطقه ی 8 تهران شدم تا این که در سال80-79 "امحا" را به اوج رساندم.

 


- چه ایده ای موجب شد که به دنبال "امحا" رفتید؟
درمحلی که من ساکن بودم، سوسک های ریز و درشت به فراوانی دیده می شد تاجایی که در هر جایی ازخانه سوسک ها لانه داشتند؛ حتی گاهی درسفره ی نان و نمکدان هم دیده می شدند و چون تخم سوسک دارای مقاومت زیادی است، مانع از این می شود تا همه ی آنها ریشه کن شوند و من همیشه در فکر این بودم که چگونه می توان آنها را ریشه کن کرد و درطی مطالعات علمی و تجسس از دیگران به چیزی برای ریشه کردن سوسک ها افتادم و این خمیر را درست کردم و اما ایده ی فروش و توزیع این خمیر ر اهمسرم به من داد.

- اطلاعات را در زمینه ی ریشه کن کردن سوسک ها از کجا به دست آوردید؟
بخشی از ماده ی این خمیر به عنوان دانش عمومی درکتاب ها وجود دارد و بخش دیگر آن را با تحقیق و آزمایش به دست آوردم.

- خانم هاشمی چه مراحلی را برای تهیه و تولید پشت سرگذاشتید؟
من زمانی این خمیر را در خانه درست می‌کردم و داخل تیوپ‌های فلزی می ریختم و از طریق شاگردانم به افراد متقاضی عرضه می کردم. سپس به فکر تولید وسیع این خمیر افتادم. اولین بار به وزارت بهداشت - اداره ی کل نظارت - مراجعه کردم ولی به نتیجه ای نرسیدم و پس از مشورت با یکی از اقوام به اداره‌ی ثبت مالکیت صنعتی مراجعه کردم و فرم ثبت را دریافت کردم. ولی با مشکل فرمول مواجه شدم، زیرا ثبت این اختراع باید فرمول علمی آن مشخص می شد. مشکل دیگر برای تأیید شدن اختراع، گواهی از جانب یک سازمان علمی بود که ثابت کند اختراع من ازقوه به فعل رسیده است.
برای رفع مشکلات خود اول به بیوشیمی دانشگاه تهران، سپس به دانشگاه علوم پایه مراجعه کردم، اما کمکی به من نشد، تا این که در دانشکده ی دامپزشکی موفق به دستیابی به فرمول شدم و پس ازسختی های بسیار سال 77-76 برای تأیید گواهی نوآوری به سازمان پژوهش ها مراجعه کردم. به خمیر من،کد داده شد و بعد از بررسی در مورد این که از خمیر دیگری دراین خمیر استفاده نشده است خمیر را برای تأیید به پژوهشگاه صنعت نفت فرستادند.
اما در پژوهشگاه صنعت نفت کارشناس این مسئله، در مرحله ی اول 50 درصد به این خمیر تأییدیه داد و بعد ازتوضیحاتی که من به ایشان دادم و در پیوست تحقیقاتی که انجام دادند، این خمیرسوسک کش را 100% تأیید کردند و این گواهی به سازمان پژوهش ها فرستاده شد و نوآوری و اختراع من تأیید و ثبت شد و در سال 78-77 به فکر تأسیس شرکت افتادم.
در اواخر 78 جواز تاسیس را گرفتم و در سال 79، سوله و کارخانه را خریداری کردم و بعد از رو به راه کردن اوضاع در مرداد ماه 79 کارخانه کارخود را شروع کرد. سختی های زیادی را در این راه پشت سرگذاشتم و از الطاف خداوند سپاسگزارم که همیشه بامن بود.

- غیرازمشکلاتی که ذکرکردید، چه مشکلات دیگری بر سرراه داشتید؟
در این جا باید متذکرشوم که من چیزی را به نام مشکل نمی شناسم و چنان که ملاحظه کردید ازکودکی تاکنون چیزی را که به آن مشکل می گویند در زندگی داشته ام ولی با توکل به خدا و پشتکار آنها را رفع کردم و در جواب سئوالتان باید بگویم که در زمان تأسیس کارخانه و شرکت، 50 درصد از سهام را به عنوان مدیر عامل به خود و50 درصد ازسهام را به عنوان رئیس هیأت مدیره به همسرم اختصاص دادم.
پس از این اعتماد، همسرم به بهانه ی این که پول مرا از زندگی جدا می سازد شروع به ناسازگاری کرد که البته به صورت مقطعی این موضوع برطرف شد. ازجمله کارهایی که او انجام داد: توزیع تولیدات کارخانه به طور پنهانی، سپس دایرکردن شرکت درغرب تهران بود .پس از حاد شدن این موضوع و اختلافات شدید، ایشان مانع ازتولید من شدند. مسائل تولیدی کارخانه را از دست من خارج کردند و این در زمانی اتفاق افتاد که من مادرم را هم از دست دادم.
باورکنید با تمام این مشکلات، درداخل شرکت به تنهایی خمیر را ساختم و در اختیارمشتری قراردادم. پس از آن به تأسیس مجدد کارخانه درگرمسار مشغول شدم و راهی را که با مصائب فراوان پشت سرگذاشته بودم مجددا طی کردم و در حال حاضر مشغول تولید"امحا" هستم و این خمیر حرف اول را در ایران می زند.

- در حال حاضر فکر می کنید چه مشکلاتی برای کارآفرینی بانوان وجود دارد؟
یک زن باید در درجه ی اول چیزی را به نام مشکل حس نکند و با توکل به خدا و تلاش فراوان آنها را پشت سربگذارد. من متعقدم که یک زن باید در خانه مادری نمونه و همسری فداکار باشد؛ چنان چه خود من فرزندانم را استوار بزرگ کردم. دختر بزرگ من مهندس کشاورزی و دختردوم من یک گرافیست است و همچنین همیشه در خانه وجود زنانه ی خود را برای شوهرم حفظ کردم و تمام کارهایی را که یک زن خانه دار انجام می دهد اجرا می کردم.
 پس باید یک زن درمحیط خانه وخانواده نمونه باشد و از مشکلات بیرون هراسی نداشته باشد. درصورتی که با مشکلات رفتاری در محیط کار رو به رو شود با منش و رفتار شایسته این موانع را می تواند پشت سربگذارد. درنهایت من همان طور که گفتم معتقدم مشکل وجود ندارد و این واژه بی جهت به وجود آمده است. با این که من زن بودم همچنان مردانه با بازی های روزگارجنگیدم.

- "امحا"چند شعبه در ایران دارد و آیا به کشورهای خارجی نیز معرفی شده است؟
"امحا" دو شعبه را درا یران دارا است و به صورت غیر رسمی توسط فروشندگان مشهد در ترکمنستان و افغانستان توزیع می شود.

- آیا فرمول "امحا" را همسر شما دراختیار دارد و آیا "امحا" رقیب دیگری دارد؟
بله، ولی مواد با کیفیتی که به دست من می رسد و با قیمت مناسبی که آن راخریداری می کنم به دست هیچ کس نمی رسد و در نتیجه "امحا" بی رقیب است، چنان که مدتی در قالب های دیگر به بازارعرضه شد که این مسئله را از طریق مراجع قانونی پیگیری وجلوگیری کردم و در نهایت "امحا" همچنان بی رقیب است.

- چه فاکتورهای مهمی برای موفقیت وجود دارد؟
در درجه ی اول ایمان به خدا که فاکتور مهمی است و در درجات بعدی امید داشتن، نگاه خاص و نو به مسائل، فکر برتر، انسجام و پشتکار، از فاکتورهای مهم در ایجاد موفقیت است.

- خانم هاشمی سرمایه ی اولیه شما چه قدر بوده است؟
سرمایه ی اولیه نداشتم.

- حامی اصلی شما چه کسی بوده است؟
من به صورت جدی حامی نداشتم و در پیشرفت کارهایم به تنهایی کوشیدم و درآخر باید بگویم تنها حامی من خدا بوده است.

- خانم هاشمی هدف "امحا" و هدف شما چیست؟
"امحا" به معنی محو کننده است و هدف آن ریشه کن کردن سوسک ها است. چون یک معضل بزرگ بهداشتی است و سلامتی بشر را تهدید می کند و در همین راستا هدف"امحا" برطرف کردن این معضل می باشد .یکی دیگر از اهداف "امحا" افتخار آفرینی برای ایران است. چون شما مطمئن باشید "امحا" در ایران مطرح خواهد شد و هدف من به لطف خدا برطرف کردن معضلات کاری و اخلاقی جوانان است.

- بزرگ ترین آرزوی شما در زندگی چیست؟
تصور من از آینده و خوشبختی پول نیست. ثروتی را که خدا دراختیار من قرار داده تنها برای خود نمی دانم واگر این سعادت نصیبم شود که منشأ خیرشوم این کار را انجام خواهم داد و بزرگ ترین آرزویم در زندگی رضایت خداوند ازمن وکارهایم است.

- با درنظرگرفتن معضلات کاری و اجتماعی برای جوانان اگر در سن وشرایط آنها بودید آیا "امحا" را تولید می کردید؟
با بیان کردن این مسئله که هرکاری به خلاقیت و نوآوری احتیاج خواهد داشت و جوانان می توانند با در نظر گرفتن تحصیلات و توانایی های خود به فعالیت و کار بپردازند، اگر درشرایط سنی جوانان بودم شاید"امحا" را تولید نمی کردم و هرکار برتری را انجام می دادم.

- رابطه ی شما با کارمندان‌تان چگونه است؟
چون من یک مرام و مسلک درویشی دارم رابطه ی بسیارعالی با پرسنل خود دارم.

ازاینکه وقت‌تان را دراختیارما قرار دادید تشکر می کنیم.

* انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «ماهنامه کارآفرین ناب» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.

منبع: تبیان

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 1000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 1000 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

ورود کاربران

خبرنامه پیامکی




جدیدترین تصاویر

با ما در ارتباط باشید